رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی ؛ اثری متفاوت بین مرز تخیل و واقعیت

48

رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی اثری متفاوت

رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی اولین اثر عطیه عطارزاده نقاش، مستندساز و نویسنده کشورمان است. همان‌طور که از اسم کتاب می‌توان حدس زد باید با یک رمان نو و متفاوت با سایر رمان‌های ایرانی مواجه باشیم. اثری سورئالیستی که داستان از زبان دختری نابینا بیان می‌شود. پس با من همراه باشید.

اگر این یادداشت برای شما مفید بود، لطفاً در پایان به این متن امتیاز بدهید.

رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی ، کتاب
جلد کتاب نشر چشمه

اسم عجیب کتاب

راهنمای مردن با گیاهان دارویی!!! همین اسم برای کنجکاو کردن من برای خواندن این رمان کافی بود، آیا واقعاً کتاب راهنمایی است برای مردن؟ گیاهان دارویی برای درمان است یا راهنمایی برای مردن؟ هرساله فصل بهار هنگام کوهنوردی، من کلی گیاه دارویی جمع می‌کنم آویشن، چای کوهی، گل گاو زبان… به خاطر همین اسم کتاب من را وسوسه کرد که بعد از چند سال رمان ایرانی بخوانم.

فضای داستان

با کلی سؤال در ذهنم واردِ فضای رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی شدم، جایی که دختری نابینا در کنار مادرش به دور از هر گونه روابط اجتماعی مشغول تهیه گیاهان دارویی هستند. راوی کتاب خود دختر است، دختری که در ۵ سالگی به علت فرو رفتن گیاه عاقرقرحا به چشمش نابینا شده است و با مادرش از شهر خوی به تهران مهاجرت کرده و تنها کسی که به غربت آن‌ها راه دارد مردی است به نام سیّد که گیاهان دارویی را از آن‌ها می‌خرد.

پدر دختر که از مبارزان چپ سال‌های دور بوده است بعد از نابینا شدن دختر و مهاجرت آن‌ها به تهران، مادر و دختر را رها کرده و به آلمان کوچ کرده است. مادر که شدیداً طب نو و عصر جدید تکنولوژی را قبول ندارد، با علم به اینکه با عمل جراحی بینایی چشمان دخترش دوباره برمی‌گردد، اجازه این کار را نمی‌دهد و همین امر باعث می‌شود که پدر آن‌ها را رها کند.

همیشه شنیده‌ایم کسانی که بینایی خود را از دست می‌دهند، دیگر استعدادها و احساساتشان برتری دوچندان‌ پیدا می‌کنند. حال این دختر نابینا هم حس لامسه‌ای قوی دارد و هم ادراکی به مراتب بالاتر. به نحوی که به راحتی تمامی اشیاء و گیاهان را با تمرکز و لمس تشخیص می‌دهد.

مرز تخیل و واقعیت

در حین خواندن رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی ما مدام در مرز تخیل و واقعیت سرگردان می‌شویم. لحظه‌هایی می‌شد که به تقلید از دختر چشم‌هایم را می‌بستم و سعی می‌کردم از طریق حس‌های دیگرم اطرافم را ببینم. اعتراف می‌کنم اصلاً کار ساده‌ای نبود.

لحظه‌ی عطف داستان جایی است که مادر به همراه دخترش برای مراسم خاکسپاری پدرش به کاشان می‌روند، دختر در آن‌جا برای اولین بار آغوش و عطر مردی را تجربه می‌کند که تا مدت‌ها پس از بازگشتشان او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

و در نهایت تخیل و واقعیت کاملاً در هم گره می‌خورد و دختر با کمک بوعلی سینا و سردار که هر دو زاییده تخیل اوست، پس از مرگ مادر او را سلاخی و مومیایی می‌کنند تا هنگام رسیدن پدر جسم سالم بماند.

قسمت‌هایی از رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی

  • زمان براى مرده‌ها و کسانى که نمى‌بینند، بى معناست. مرده‌ها و آن‌هایى که نمى‌بینند، مى‌توانند مدتى طولانى جایى بنشینند، بى آنکه کارى کنند و هیچ وقت نفهمند چه قدر آن جا نشسته‌اند. زمان براى آن‌ها حجمى بى رنگ است که هیچ جوره نمى‌شود درکش کرد. چیزى شبیه هوا براى زندگان و کسانى که مى‌بینند.
  • هر وقت گرفتار افکار دردناکى مى‌شوم که مثلاً چرا بورخس نیستم و تا کى باید عمرم را صرف جدا کردن برگ رازقى از ساقه و کوبیدن گل زر هاون کنم، یاد این حرف مادر مى‌افتم که اگر یاد بگیرم معناى همین کارهاى کوچک را بفهمم، زندگى حقیقى یا همان چیزى که روحِ سارى در جهان مى‌نامندش، درونم به راه مى‌افتد. دیگر مهم نیست بورخس باشم یا نباشم. حتی اگر ساعت‌ها بى حرکت گوشه‌اى بنشینم، در بودنم را شریکم که بورخس هم بخشى از آن است و آن وقت، من بورخسم.
  • مادر مى گوید ترس کارى با آدم مى‌کند که یا فراموشکار شود یا نتواند چیزى را از یاد ببرد.
رمان راهنمای مردن برای گیاهان دارویی ، کتاب
عطیه عطارزاده

برای خواندن معرفی کتاب ها و رمان‌هایی که حتماً باید بخوانید، اینجا را کلیک کنید.

برای خواندن یادداشت های دیگر از زری صیدمحمدی اینجا را کلیک کنید.

لطفا به این نوشته ستاره بدهید.

 

به این مطلب امتیاز دهید

رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی ؛ اثری متفاوت بین مرز تخیل و واقعیت
4.7 (94%) 10 votes