فیلم زندگی دیگران ؛ سوناتی برای مردان خوب

800

فیلم زندگی دیگران

فیلم «زندگی دیگران» را آیا تماشا کرده‌اید؟ اگر اهل فیلم هستید حتماً پیشنهاد می‌کنیم که این فیلم را در پلی لیست خود قرار دهید. بدون شک فیلم یکی از فیلم‌های مهمی است که در سال ۲۰۰۶ اکران شد و موفق شد جوایز بسیاری از جمله جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان اسکار را به خود اختصاص دهد. فیلمی بسیار خوش ساخت از «فلورین هنکل فون دونرسمارک» (von Donnersmarck) کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس آلمانی. داستان فیلم ۵ سال قبل از فروپاشی دیوار برلین اتفاق می‌افتد و احساسات یک فرد نظامی و معتقد به دیکتاتوری را با بازی اولریش موئه به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که اگر فردیت وجود نداشته باشد هنر معنا پیدا نمی‌کند و در واقع هنر به زندگی روح و معنا می‌بخشد. اگر علاقمند هستید که در مورد فیلم بیشتر بدانید یادداشت را مطالعه بفرمایید.

اگر علاقمند به فیلم و سینما هستید برای خواندن خبر و یادداشت در حوزه سینما به بخش فیلم و سینما بروید.

فیلم زندگی دیگران اثر فلورین هنکل فون دونرسمارک با بازی اولریش موئه
پوستر فیلم

خلاصه فیلمنامه

در سال ۱۹۸۴، (۵ سال قبل از فروپاشی دیوار برلین) در آلمان شرقی، گرد ویسلر با بازی «اولریش موئه» (Ulrich Muhe) از طرف وزیر اطلاعات، مأموریت پیدا کرد تا زندگی کارگردان و نمایشنامه‌نویس کمونیست، گئورگ دریمن (Sebastian Koch) را تحت تدابیر امنیت تحت نظارت قرار دهد و تمام مکالماتشان را حتی در خانه شنود کند.

در مدت زمانی که ویسلر مکالمات و فعالیت های دریمن را تحت نظر دارد و متوجه می‌شود که شخص وزیر فرهنگ می‌خواهد با کنار زدن دریمن به همسر درایمن یعنی کریستینا-ماریا سیلند (Martina Gedeck) که بازیگر مشهور و محبوبی است، دست پیدا کند. با متوجه شدن این موضوع ماهیت مأموریت برای ویسلر تغییر پیدا می‌کند. به همین دلیل آرام آرام در حین مأموریت همکار خود را کنار می‌زند تا خودش بتواند مأموریت را مدیریت کند.

او پس از مدتی تحت تأثیر روابط عاطفی زناشویی دریمن و ماریا قرار می‌گیرد. از جایی که دوست قدیمی، همکار و کارگردان مطرح دریمن، آلبرت جرسکا (که در جشن تولد درایمن برایش سونات بتهوون را هدیه داده بود؛ سوناتی به این نام: سوناتی برای مرد خوب) به دلیل خانه نشینی ۲۰ ساله با حکم دادگاه، دست به خودکشی زده است؛ درایمن تصمیم می‌گیرد که مقاله‌ای درباره ی سیل خودکشی‌ها در آلمان شرقی چاپ کند تا واقعیت این فضا را مطبوعاتی کند.

سوناتی برای مردان

مقاله به چاپ می‌رسد و بازتاب گسترده‌ای در مطبوعات پیدا می‌کند. ویسلر که تحت تأثیر شرایط و زندگی دریمن قرار گرفته است، این موضوع را مخابره نمی‌کند. حتی در شرایطی که ماریا در بازجویی، جای ماشین چاپ را به آژانس امنیت ملی آلمان شرقی اطلاع می‌دهد، ویسلر به سرعت به خانه می‌آِید و دستگاه چاپ را از خانه بر می‌دارد؛ اما آژانس امنیت ملی وارد می‌شود و زمانی که به سمت جای مخفی کردن ماشین چاپ می‌رسد، ماریا به سرعت خود را به خیابان می‌رساند و خودکشی می‌کند. اما گناهکاری دریمن ثابت نمی‌شود. سال‌ها بعد از فروپاشی دیوار برلین، دریمن به اسناد آلمان شرقی دست پیدا می‌کند و راز ویسلر و آن ماجرا برایش فاش می‌شود. سال‌ها بعد ویسلر، کتاب دریمن که به او تقدیم شده است را از کتابفروشی تهیه می‌کند. نام کتاب بود: سوناتی برای مردان خوب.

فیلم زندگی دیگران اثر فلورین هنکل فون دونرسمارک با بازی اولریش موئه
سکانسی از فیلم

اولریش موئه شخصیتی نزدیک به دریمن

فروشنده کتاب:« آیا می خوایین کتاب رو هدیه بدین؟»

ویسلر: «نه برای خودم.»

فیلم با این دیالوگ بین ویسلر و فروشنده کتاب به اتمام می رسد، جایی که تماشاگر آنچنان خود را همراه و شیفته ی شخصیت ویسلر می‌بیند که دیدن نام سازمانی او بر روی کتاب یک احساس انسان دوستانه ایجاد می‌کند. نام سازمانی ویسلر دیگر رعب و وحشت ابتدایی فیلم را ندارد. کاراکتر ویسلر از ابتدای فیلم که شخصی کارکشته در اعتراف گیری از آدم های مختلف هست و حتی بازجویان اطلاعاتی فراواتی را تربیت می‌کند و در سکانس ابتدایی می‌بینیم که ویسلر از متودهای ویژه ای برای اعتراف گیری و اهداف سازمانی می‌گوید. به شکلی که وزیر را به تشویق وا می‌دارد. او همان ویسلری است که انتهای فیلم برایش جایگاه ویژه ای قائل هستیم.

اولریش موئه (Ulrich Muhe) بازیگر نقش ویسلر یکسال بعد از اکران این فیلم در سال ۲۰۰۷ بر اثر سرطان معده درگذشت. زندگی ویسلر شباهت‌ زیادی با زندگی دریمن در این فیلم دارد. در زمانی که او (اولریش موئه) ستاره تئاتر آلمان شرقی بوده از سوی پلیس امنیتی آلمان شرقی زیر نظر بوده است. «اولریش موئه» بعدها متوجه می‌شود همسر سابقش «جِـِنی گروئل من» هنرپیشه آلمانی، به عنوان مخبر برای پلیس امنیتی کار می‌کرده است. شاید به همین خاطر بود که نگاه های ویسلر هنگام شنود زندگی دریمن از چنان عمقی برخوردار بود که مخاطب بالاترین ارتباط را با تصاویر برقرار می‌کرد.

ویسلر دچار کاتارسیس می‌شود

 فلورین هنکل فون دونرسمارک با بازی اولریش موئه

زمانی که خبر خودکشی دوست قدیمی دریمن داده می شود، دریمن شروع به نواختن قطعه ای پیانو می‌کند که دوستش در جشن تولد به او هدیه داده بود. این مکالمه‌ی دریمن و همسرش آنقدر تاثیر گذار می‌شود که اشک های ویسلر (بازی اولریش موئه در این سکانس فوق‌العاده است) سرازیر می‌شود. ما داستان مردی را تماشا می‌کنیم که دچار کاتارسیس می‌شود. پالایش درونی ویسلر زمانی اتفاق می‌افتد که این‌بار برخلاف معمول باید یک فرد هنرمند را شنود کند.

تمامی آدم‌هایی که ویسلر در طول دوران خدمت خود شنود می‌کرده آدم‌هایی سیاسی بودند که اهداف سازمانی داشته‌اند. اما این‌بار دریمن برای ویسلر موردی خاص است. دریمن روشنفکری است که مشغول کار هنری خودش است. اهدافش خلاصه می‌شود در نمایشنامه نویسی و رفتن روی صحنه برای تأثیر بر کیفیت زندگی و ذهن آدم‌ها. اما شرایط زندگی در آلمان شرقی و فشارهای فکری روانی که ایجاد شده بود و خودکشی نزدیک ترین دوستش او را واداشت که دست به قلم ببرد و حقایقی را برملا کند. حقایقی که هزینه‌ی سنگینی برای او و زندگی‌اش داشت. این اهداف انسانی و رابطه ی عاشقانه‌ی او در روح سخن ویسلر چنان نفوذ می‌کند که او سرنوشت متفاوتی را برای خودش می‌سازد.

زمانی که نامه‌ی گزارش ویسلر (اولریش موئه) در دستانش بود و قصد داشت گزارش اصلی را به آژانس امنیت ملی اعلام کند، برخورد سازمانی آژانس با او بسیار تحقیر کننده است. انسانیت و شخصیت او کنار زده می‌شود. اما ویسلر طعم انسانیت را در رابطه ی دریمن و همسرش چشیده. او می‌خواهد که شخصیتی مستقل داشته باشد. می‌خواهد تصمیم‌گیرنده باشد. نه یک رباطی در خدمت اهداف سازمانی. از این زمان مسیر تازه‌ی او هویدا می‌شود. تا انتهای فیلم که HGW XX/7 برای همیشه در کتاب دریمن ماندگار می‌شود.

زبان تصویر در فیلم زندگی دیگران

در این فیلم رنگ های بسیار روشن یا بسیار تیره دیده نمی‌شود. حتی در مراسم خاک سپاری نیز همه چیز خاکستری است. به یاد شعر سایه(پیرپرنیان اندیش) همه چیز رنگ رخ باخته است.

آن‌چه یک حکومت توتالیار DDR  جمهوری دموکراتیک سوسیالیست آلمان شرقی، از فضا و مردم می‌سازد بی‌رنگی است. برای کارگردان فیلم (فلوریان هنکل فون دونرسمارک) ۱۶ ساله که شاهد فروریختن دیوار برلین است، آرزوها، آرمان و آمال‌های زیادی در ذهن داشته است. او زمانی را شاهد بوده که قبل از ساخت دیوار و از زمانی که دستور جداکردن این ۲ سرزمین صادر شد، حدود ۳٫۵ ملیون نفر از آلمان شرقی فرار کردند. آمار خودکشی نیز در این منطقه بسیار زیاد است. این واقعیت تاریخی ما را به یاد رمان ماندگار ۱۹۸۴ به قلم جورج اورول می‌اندازد که در فیلم زندگی دیگران به شکل هوشمندانه ای به تصویر کشیده است.

“در این فیلم رنگ های بسیار روشن یا بسیار تیره دیده نمی‌شود. حتی در مراسم خاک سپاری نیز همه چیز خاکستری است. به یاد شعر سایه(پیرپرنیان اندیش) همه چیز رنگ رخ باخته است.”

آنچه در رمان جورج اورول به عنوان چشمان برادر بزرگ یاد می‌کند، در فیلم زندگی دیگران با فضایی بسیار ساده و بدون بزرگ نمایی به تصویر کشیده شده است. آنچه بیش از هر چیز در این دوره ی تاریخی در آلمان شرقی، خودکشی های زیادی را ثبت کرده بود، فشارهای روحی روانی در افراد بود. چیزی به اسم دیکتاتوری و خشونت بیرونی در جامعه وجود نداشت. آنچه آزار دهنده بود فضای پر فشار بر روی روان آدم‌ها بود. راه جداگانه رفتن برای آدم‌ها امکان پذیر نیست. آدم‌ها در این سیستم یا باید در خدمت سیستم باشند یا هوایی برای زیستن ندارند. یا باید بتوانند نیاز های سیستم را تامین کنند یا جایی برای قدم زدن ندارند. بازیگر نقش ویسلر برای نشان دادن این فضا حتی در قدم زدن هم انتظام خاصی دارد.

آنچه آزار دهنده بود فضای پر فشار بر روی روان آدم‌ها بود. راه جداگانه رفتن برای آدم‌ها امکان پذیر نیست. آدم‌ها در این سیستم یا باید در خدمت سیستم باشند یا هوایی برای زیستن ندارند. یا باید بتوانند نیاز های سیستم را تامین کنند یا جایی برای قدم زدن ندارند.

در سکانسی که وارد زندگی شخصی ویسلر می شویم، او می‌خواهد یک رابطه‌ای با زن فاحشه برقرار کند. زمانی که زن زنگ در را می‌زند خیلی زودتر از این‌که او در را باز کند، زن فاحشه پشت در می‌رسد. رفتاری که به نظر می‌رسد او هم تحت نظارت است و مراقب رفتارهای او هستند. او حتی اختیاری ندارد که رابطه شخصی خودش را در فضای شخصی خودش تجربه کند. در انتهای آن سکانس بی روح بودن زندگی ویسلر بیش از پیش در مقایسه با زندگی با روح دریمن بر او آشکار می‌شود. ویسلر زندگی خود را صرف سازمان و تشکیلاتی کرده است که نه تنها باید زندگی همه افراد را کنترل کند و زندگی شخصی‌شان را رصد کند، بلکه زندگی خودش نیز قربانی این سیستم و تشکیلات شده است. برای این سیستم و تشکیلات فردیت و شخصیت آدم ها ابزاری است برای اهداف سازمان.

تفکر سازمانی که تفتیش زندگی دیگران و نفوذ به حریم خصوصی افراد بخشی از ماهیت سازمان است. سازمان سیاسی ادامه حیاطش منوط به رصد کردن زندگی و افکار آدم‌هاست. فضای امنیتی که در این کشور ایجاد می‌شود به شکل وسیعی آزار دهنده است.

در فیلم زندگی دیگران می‌بینیم که تنها ابزار قدرمندی که در مقابل این فضای مخوف و امنیتی می‌تواند قد علم کند و قدرت تغییر انسان‌ها را دارد، هنر است. هنری که از افکار رقیق و انسانی انسان‌های بزرگ آفریده می‌شود. انسان‌هایی که فرزند زمانه‌ی خودشان هستند. آن‌چه در دل جامعه و مردم اتفاق می‌افتد، هنرمندان آن را در تصاویر داستان خود به نمایش می گذارد.

دیوار برلین

دیوار برلین به طول ۱۵۵ کیلومتر و ارتقاع حدود ۳ متر، از سال ۱۹۶۱ تا سال ۱۹۸۹، آلمان بعد از جنگ جهانی دوم را به ۲ قسمت آلمان غربی تحت حکومت آلمان و انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی، در مقابل آلمان شرقی که تحت سلطه‌ی اتحاد جماهیر شوروی بود، تقسیم کرد. برداشتن دیوار برلین که به آن پرده‌ی آهنین نیز می‌گفتند، اتفاقی تنها سیاسی نبود. تبعات فکری روحی و هنری فراوانی بر هنرمندان گذاشت.

برداشتن دیوار از این جهات اتفاق ویژه‌ای است که قدرت و خواست مردم توانست بر قدرت و خواست رهبران سیاسی غلبه کند. آلمان شرقی کشوری که دیگر وجود ندارد اما پر است از وقایع و روابطی که داستان و رمز و رازهای فراوانی در تاریخ باقی گذاشته است. وقایع سیاسی-اجتماعی در این دوران بسیاری از زندگی‌ها رو تا سال‌ها بعد تحت تاثیر قرار داده است.

“برداشتن دیوار برلین که به آن پرده‌ی آهنین نیز می‌گفتند، اتفاقی تنها سیاسی نبود. تبعات فکری روحی و هنری فراوانی بر هنرمندان گذاشت.”

آنچه در آلمان شرقی رخ می‌داد، اتفاقی در دل خیابان و قابل مشاهده نبود. فشارهای روانی که قابل لمس نبودند اما تا شخصی ترین روابط انسانی نفوذ می‌کرد. هنرمندان، نقاشان، فیلم سازان از این قصه‌های پر حادثه اقتباس‌های فراوانی انجام دادند. فیلم «زندگی دیگران»  نیز یکی از فیلم هایی است که این مقطع از روابط انسانی در این دوره تاریخی را موضوع فیلم خود قرار داده است. دوره‌ای سعی داشتند فردیت و شخصیت انسان ها را تحت نفوذ و اسارات خود بگیرند اما مردم بودند که برای همیشه این پرده آهنین را کنار زدند.

برای خواندن یادداشت های دیگر از پوریا سمندری، بر روی نام کلیک کنید.

برای پیدا کردن فیلم‌های ارزشمند تاریخ سینما  اینجا را کلیک کنید.

لطفاً به این یادداشت امتیاز بدهید.

فیلم زندگی دیگران اثر فلورین هنکل فون دونرسمارک با بازی اولریش موئه

 

به این مطلب امتیاز دهید

فیلم زندگی دیگران ؛ سوناتی برای مردان خوب
5 (100%) 1 vote