چرا تئاتر دریم لند را ببینیم؟ یا، درباره نمایش دریم لند

135

تو در دریم لند آزادی!

نمایش دریم لند با کارگردانی مرتضی جلیلی دوست تا ۵ شهریور در سالن مولوی اجرا می‌رود. نمایشی که شدیداً از طرف دوستان تئاتری دانشگاه تهران توصیه می‌شد. بعد از چندین بار قصد خرید بلیت نمایش از گیشه، نیم ساعت قبل اجرا و مواجه‌شدن با سالنی که با فروش تمام ۳۰ بلیت خارج از ظرفیت، در حال انفجار بود، بالاخره تصمیم راسخ گرفتم و خیلی متمدنانه، فارغ از ذات نامنظم انسانی خود، از یک هفته قبل، بلیت نمایش رو رزرو کردم و با دوستی عزیز اولین قرار تئاتری‌مون رو برای تئاتر دریم لند گذاشتم!

صندلی موعود نمایش دریم لند

روز ۲۵ مردادماه با حالتی غرورآمیز از میان تماشاگران خارج ظرفیت، خودمان را به صندلی موعود رساندیم. از زمانی که چراغ‌های سالن خاموش است تا نمایش آغاز شود، چند دقیقه‌ای در تاریکی باقی ماندیم.

به نظرم فضاسازی خوبی بود! ناگهان با پخش موسیقی، اسم نمایش به انگلیسی روی پرده انتهایی صحنه نقش بست. عکس هیتلر در انتهای صحنه تا پایان صحنه حضور داشت، حضور عکس هیتلر در بسیاری صحنه‌ها ذهن را در تحلیل صحنه به اشکال می‌اندازد!.

چرا؟

چون اینجا دریم لند است!

چون اینجا دریم لند است!

چند دقیقه‌ای از شروع نمایش دریم لند که می‌گذرد، متوجه می‌شویم با یک نمایش صامت مواجه هستیم. اتفاقی که به نظرم در تاریخ تئاتر ایران بی‌نظیر و بی‌سابقه بود!.

فهم همین اتفاق در ابتدای نمایش دریم لند، برای من چنان شوق و شوری ایجاد کرد که درهمان لحظه تک‌تک سلول‌های خاکستری این ایده را عمیقاً تحسین کردم. تمام آنچه روی صحنه دیده می‌شد، اَکت و حرکت بود. بازیگران برای آنکه شادی را نشان دهند، حرکت کاملاً اغراق شده داشتند. برای آنکه غم را نشان دهند، غم را با حرکت به تصویر می‌کشیدند. تمام آنچه روی صحنه بود، حرکت بود. یک سینمای صامت واقعی اما این بار در تئاتر.

 

 

 

 

تئاتر دریم لند ، بدون چیزهای دست‌وپاگیر

تئاتری پر از حرکت! چیزی که به خود تئاتر نزدیک‌تر است. ما در این نمایش با خود تئاتر مواجه شدیم! تئاتری که دریم لند است! با خود کردار انسانی بدون واسطه! بدون واسطه چیز دست‌وپا گیری مثل دیالوگ! دریم لند در دنیایی ساخته شد که خالی از کلمه است و پر است از حرکت و کنش واقعی و چه همراهی شکوهمندتر چارلی چاپلین؟! انتخاب چارلی چاپلین به‌عنوان کاراکتر اصلی با بازی فوق‌العاده دقیق مصطفی امیری برای تماشاگر واسطه‌ای برای حضور در سرزمین رؤیاست. طراحی‌های حرکت روی صحنه، مانند یک صحنه سینمایی دکوپاژ شده و دقیق ارائه می‌شد.

گروه مسلط نمایش دریم لند

تسلط گروه اجرایی، و البته تک‌تک بازیگران: المیرا آشفته، مصطفی امیری، آوا تدین، متین حبیبیان، اسماعیل خزائی، آرش رفیعی، سپهر طهرانچی، رضا مداح و صبا نجاتی هم به عنوان بازیگر و هم به ‌عنوان نویسنده، هماهنگی با طراحی صدای وصال جواهری و موسیقی مهبد شیروانی، دیدن نمایش را مملو از لذت می‌کرد!

تنها یک جواب

هر سؤالی در طول نمایش پرسیده می‌شد! تنها یک جواب داشت! «اینجا دریم لند است!» جمله‌ای که در انتهای نمایش روی صفحه انتهای صحنه نقش بسته شد، به زبان‌های مختلف و در انتها به فارسی نشان داده شد: «تو می‌توانی! تو در دریم لند آزادی!»

معجزه تئاتر دریم لند

در تئاتر دریم لند هر قصه‌ای که در جریان است، بی‌قاعده است!. بی‌قانون است!. تنها قانونش خواستن توست!. هرچه بخواهی، می‌توانی داشه باشی. هرچه بسازی می‌تونی خراب کنی! هرچه کشتی می‌تونی زنده کنی! این معجزه دریم لند در ذهن ماست که چون دم مسیح، حیات‌بخش است. تمام این‌ها در طول نمایش و بدون حضور دنیای بی‌رحم کلمات، برایمان تصویر شد.

بعد از تمام شدن نمایش دریم لند

وقتی نمایش تمام شد، در حال خروج از سالن به این فکر کردم که دلیل اینکه در جامعه ما ایده نمایش دریم لند مطرح میشه، شاید به خاطر اینکه ما مردم قشر (مثلاً) متوسط، می‌خواهیم از سرزمین واقعیتمون فرار کنیم. هرچند این جواب همونقدر میتونه احمقانه باشه که عین حقیقت! و شایدم اصلاً جواب این سؤال میتونه اهمیتی نداشته باشه.

تنها حالی که بعد از دیدن این نمایش دارم اینه که می‌خواهم برای این گروه حرفه‌ای و دوست‌داشتنی که به زیباترین شکل، مخاطب رو با دریم لند قدرتمند خودش آشتی داد، کلاه از سر بردارم و ایستاده تشویقشان کنم. دست‌مریزاد.

به این مطلب امتیاز دهید

چرا تئاتر دریم لند را ببینیم؟ یا، درباره نمایش دریم لند
5 (100%) 1 vote