رمان زن در ریگ روان چه جور کتابی است؟

302

رمان «زن ‌در ریگ‌ روان» 

تجربه چند ساله ی کتاب خوندن بهم ثابت کرده بعضی وقت‌ها من کتاب رو برای خوندن انتخاب نمی‌کنم بلکه کتاب من رو انتخاب میکنه. قبل از خوندن این رمان مدتی بود که همش در حال غر زدن از یکنواختی و روزمرگی زندگی بودم. یادمه رفته بودم کتاب فروشی برای خرید یک آلبوم شجریان برای دوستی که تازه ماشین خریده بود. همیشه هوای کتاب فروشی حالمو دگرگون میکنه. رفتم تو قفسه ی کتابهای جدید، چشمم افتاد به رمان «زن در ریگ روان». کتاب رو خریدم و همون روز شروع به خواندن کردم. این رمان نوشته کوبوآبه نویسنده مطرح ژآپنی هست. من نسخه فارسی با ترجمه مهدی غبرائ رو خوندم.

روایت اصلی داستان

داستان روایت انسان را در تلاش برای ادامه حیات و زندگی به تصویر می‌کشد. شخصیت اصلی کتاب که داستان حول اتفاقاتی که برای او میفتد، میچرخد. داستان مردی حشره شناس که می خواهد گونه جدیدی از حشرات را پیدا کند. او برای اینکار عازم سفر میشود.

در حین خواندن کتاب، کم‌کم خواننده از چشمهای او به جهان می‌نگرد.

مرد برای گذراندن یک شب از سفرش وارد خانه ی در یک گودال میشود. صبح روز بعد متوجه میشود برای خارج شدن از گودال طنابی نیست.

داستان از اینجا فضای فلسفی پیدا میکند و اگر افسانه سیزِیف رو خوانده باشید متوجه سکیل سیزیف وار زندگی در گودال می‌شوید.

درون گودال یک زن زندگی میکند. او تمام روز را شن روبی میکند تا زیر شن دفن نشود.

شخصیت زن داستان برام خیلی جالب بود و سؤالهای زیادی توی ذهنم ایجاد می‌کرد.

اینکه چرا در مقابل ظلم اهالی روستا واکنشی نداشت. چرا درکی از آزادی نداشت و تلاشی برای بیرون رفتن از گودال انجام‌ نمیداد. گودال شن انقدر توی داستان باورپذیر بود که حین خواندن داستان گاهی شن رو توی چشمام و توی دهنم حس میکردم.

 شن تمثیلی از جهان کنونی بود.

«زن در ریگ روان» یه رمان کافکایی هست که درون مایه‌هایی از  اگزیستانسیالیسم را در خود دارد. باور این اندیشه که انسان مسئول سرنوشت خویش است، شاید مهم‌ترین راز کتاب باشد.

این کتاب نوشته نویسنده مطرح ژاپنی کوبوآبه هست. پیشنهاد میکنم باقی نوشته‌هایش را هم در صف خواندنی‌هایتان بگذراید.

تکه هایی از کتاب

حرکاتش بر خلاف اراده‌اش کند بود. چون شن نیرویش را مکیده بود. حالا زن را برگردانده بود و بیل در دست بی‌حرکت ایستاده و مات و مبهوت به او‌ زل زده بود. اگر زن می خواست مقاوت کند نتیجه کاملاً خلاف انتظار او می شد.

نفهمیدم ‌اما به گمانم‌ زندگی چیری نیست که آدم‌ بتواند بفهمد. همه جور زندگی هست و گاه طرف دیگر تپه سبزتر به نظر می رسد.

چیزی که برایم مشکل تر از همه است این است که نمی‌دانم اینجوری زندگی به کجا میکشد. اما ظاهراً آدم هرگز نمی فهمد. صرف نظر از اینکه چه جور زندگی کند. به هر حال چاره‌ای جز این احساس ندارم که بهتر است چیزهای بیشتری برای سرگرمی داشته باشم.

یادداشت من در مورد کتابی دیگر را اینجا بخوانید.

به این مطلب امتیاز دهید

رمان زن در ریگ روان چه جور کتابی است؟
5 (100%) 2 votes