رمان زن در ریگ روان چه جور کتابی است؟

537

رمان «زن ‌در ریگ‌ روان» 

رمان زن در ریگ روان

با شنیدن اسم کتاب تعجب کردید؟ اما همین اسم کتاب شاید یکی از دلایلی بود که من این رمان رو انتخاب کردم و امروز هم می‌خوام اونو به شما معرفی کنم. شما هم اگر به خوندن کتاب‌های فلسفی – ماجراجویی علاقمندید رمان زن در ریگ روان اثر کوبو آبه (Kōbō Abe) یه انتخاب بسیار مناسب است. کتابی با ریتم تند و با هیجان که خواننده رو به فکر وا میداره و من موقع خوندن این کتاب داشتم لذت میبردم. پس با من باشید تا بیشتر براتون بگم.

تجربه چند ساله‌ی کتاب خوندن بهم ثابت کرده بعضی وقت‌ها من کتاب رو برای خوندن انتخاب نمی‌کنم بلکه کتاب من رو انتخاب میکنه. قبل از خوندن این رمان مدتی بود که همش در حال غر زدن از یکنواختی و روزمرگی زندگی بودم. یادمه رفته بودم کتاب فروشی برای خرید یک آلبوم شجریان برای دوستی که تازه ماشین خریده بود. همیشه هوای کتاب فروشی حالمو دگرگون میکنه. رفتم تو قفسه‌ی کتاب‌های جدید، چشمم افتاد به رمان «زن در ریگ روان». کتاب رو خریدم و همون روز شروع به خواندن کردم. این رمان نوشته کوبو آبه نویسنده مطرح ژآپنی هست. من نسخه فارسی با ترجمه مهدی غبرائ رو خوندم.

           رمان مادام بواری داستان زنی که می‌خواهد مستقل باشد اما………

روایت اصلی داستان

زن در ریگ روان

داستان روایت انسان را در تلاش برای ادامه حیات و زندگی به تصویر می‌کشد. شخصیت اصلی کتاب که داستان حول اتفاقاتی که برای او میوفتد، می‌چرخد. داستان مردی حشره‌شناس است که می‌خواهد گونه جدیدی از حشرات را پیدا کند. او برای این‌کار عازم سفر می‌شود.

در حین خواندن کتاب، کم‌کم خواننده از چشم‌های او به جهان می‌نگرد.

مرد برای گذراندن یک شب از سفرش وارد خانه‌ای در یک گودال می‌شود. صبح روز بعد متوجه می‌شود برای خارج شدن از گودال طنابی نیست.

داستان از اینجا فضای فلسفی پیدا می‌کند و اگر افسانه سیزِیف رو خوانده باشید متوجه سیکل سیزیف وار زندگی در گودال می‌شوید.

درون گودال یک زن زندگی می‌کند. او تمام روز را شن‌روبی می‌کند تا زیر شن دفن نشود.

شخصیت زن داستان برام خیلی جالب بود و سؤال‌های زیادی توی ذهنم ایجاد می‌کرد.

اینکه چرا در مقابل ظلم اهالی روستا واکنشی نداشت. چرا درکی از آزادی نداشت و تلاشی برای بیرون رفتن از گودال انجام‌ نمیداد. گودال شن انقدر توی داستان باورپذیر بود که حین خواندن داستان گاهی شن رو توی چشمام و توی دهنم حس می‌کردم.

رمان کافکا در کرانه اثر هاروکی موراکامی را اینجا بخوانید.

 شن تمثیلی از جهان کنونی بود

«زن در ریگ روان» یه رمان کافکایی هست که درون مایه‌هایی از  اگزیستانسیالیسم را در خود دارد. باور این اندیشه که انسان مسئول سرنوشت خویش است، شاید مهم‌ترین راز کتاب باشد.

این کتاب نوشته نویسنده مطرح ژاپنی کوبو آبه هست. پیشنهاد میکنم باقی نوشته‌هایش را هم در صف خواندنی‌هایتان بگذراید.

“انسان مسئول سرنوشت خویش است”

تکه‌هایی از کتاب

  • کوبو آبه ؛ کتابحرکاتش بر خلاف اراده‌اش کند بود. چون شن نیرویش را مکیده بود. حالا زن را برگردانده بود و بیل در دست بی‌حرکت ایستاده و مات و مبهوت به او‌ زل زده بود. اگر زن می‌خواست مقاوت کند نتیجه کاملاً خلاف انتظار او میشد.
  • نفهمیدم ‌اما به گمانم‌ زندگی چیری نیست که آدم‌ بتواند بفهمد. همه جور زندگی هست و گاه طرف دیگر تپه، سبزتر به نظر می‌رسد.
  • چیزی که برایم مشکل‌تر از همه است این است که نمی‌دانم اینجوری زندگی به کجا می‌کشد. اما ظاهراً آدم هرگز نمی فهمد. صرف‌نظر از اینکه چه جور زندگی کند. به هر حال چاره‌ای جز این احساس ندارم که بهتر است چیزهای بیشتری برای سرگرمی داشته باشم.

اگر شما هم به رمان و کتاب علاقه‌مندید می‌توانید بیشتر بخوانید.

یادداشت‌های دیگر از زری صیدمحمدی رو اینجا دنبال کنید.

“لطفاً به این یادداشت امتیاز دهید.”

کتاب ؛ رمان زن در ریگ روان ؛ کوبو آبه

 

به این مطلب امتیاز دهید

رمان زن در ریگ روان چه جور کتابی است؟
5 (100%) 2 votes