چرا همدیگر را دوست داشته باشیم؟

150

سمانه،اسمی که خانواده برای من پسندید.

همیشه از شنیدن اسمم از زبان دیگران لذت خاصی میبرم،اکثرا دفعه ی اول جوابشان را نمی دهم که دوباره تکرارم کنند ! (این یک “راز” بود که به شما گفتم )

روی پیشانی نشانی دارم که مادربزرگ میگفت : جای انگشت فرشته‌ای  ست

غریبه ها میگفتند : از هند آمدی !

دکتر ها : این لکه را میتوانیم پاک کنیم

دیوانگان : برای متفاوت بودن خودت اینکار را کردی !

و یک روز ، یک نفر،تنها یک نفر روبرویم ایستاد و گفت : خانم جوان،من اسم شما را نمیدانم اما شما باید همان ماه پیشونی قصه ها باشید…

به نام خدا

من ماه پیشونی هستم .

هم جنس تمام دختران و زنان با نگرانی ها و ترس ها و دلخوشی های نزدیک به هم .

در کودکی فهمیدم برای خانواده پدری،پسر بودن نقش بسیار مهمی ست ! پس برای پدر هم دختر شدم هم پسر

هم مادر عروسکها شدم خاله بازی کردم هم لبه ی جوب با پسرها مسابقه ی دو گذاشتم

هم کنجکاو ماجراهای عاشقانه ی سریال” در پناه تو ” بودم هم پیگیر خبر ۲۱ و مسابقات کشتی و فوتبال که دیدن کشتی بخش عذاب آوری بود چون اصلا خوشم نمی آمد(این دومین “راز”ی ست که به شما گفتم) .

و اما، ماه پیشونی و اما هایش….

از تلخی و تندی روزگار آنقدر چشیده ام که قدر حتی “خیال” شیرین را هم میدانم،

بازیگری که فراموش کردن را خوب بلد شده،

من یک دختر هستم.

مطمئنم اگر ادم ها احساسات خوبشان و دوست داشتن هایشان در خاطراشان باشد ، درصد بالایی از آسیب ها و رنجش هایی که زنجیروار بینمان می چرخند،کاهش میابند.

مثلا چه اتفاقی می افتد وقتی علاقه ی بین یک زوج که به صورت عشقی تند یا مهری که آرام به دل نشسته بوده تبدیل به روزمرگی ای خسته کننده میشود ؟!…

کمی مرور کنیم ؛ یادتان هست :

چشم هایی که روزی جذبتان کرد و آن نگاه های طولانی و حرف های بیکلامی که بینتان آمد و شد میکرد…

آن آغوش های طولانی، فشردن و بو کشیدن عطر موها_عطر پشت گردنش و آن احساس وصف ناپذیر…

و یا گفتنی هایی که فقط با هم میگفتید و حرف حرف حرف …حرف هایی که عقربه های ساعت مجال تمام شدنشان را نمیداد…

و یا دیوانگی هایتان چطور، شیطنت های کودک درونتان چطور ؟

کنار هم نشستن روی نیمکت پارک ،صندلی سینما ،کاناپه ی مقابل تلوزیون و گردن کج کردن و چشم توی چشم آرام حرف زدنتان چطور، یادتان هست؟

هدیه های کوچک بی مناسبت، شاخه گل های ناگهانی ، کافه رفتن های اتفاقی…

و یک مهم ،”حمایت هایتان” که امنیت حضورتان در زندگی اش را تامین میکند،

و تمام نشانه های دوست داشتنتان را ،وقتی که خسته از ناملایمات هستید؛ در خاطرتان هست ؟

حواستان به دل گرفته اش هست ؟

میدانید مردها هم مثل زن ها هر ماه دچار اختلالات هورمونی میشوند که روی اعصاب و آرامش و تمرکز و حوصله شان اثر نامطلوب میگذارد !؟

حواستان هست وقتی بی اعصاب و بی حوصله اید چه حرفایی به زبان می آورید و چه کارهایی میکنید ؟

هیچ حواستان هست طرف مقابلی که دوستش دارید و دوستتان دارد از شما انتظار هر حرفی یا هر حرکتی را ندارد ؟!

و خیل زیادی از موارد ریز یک رابطه ی دونفره که باید ازشان مراقبت کرد ،را در خاطر دارید ؟

که اگر ندارید شروعی میشود برای کل کل های بی وقت ، کم حرفی های ناخواسته و پرحرفی های ناراحت کننده ، برای دلگیری های مداوم و قهر های زود به زود و بی تفاوتی های سرد کننده …

که میشود شروعی  برای فراموشی ما،

برای از دست دادن زیباترین حس دنیا،

از دست رفتن حس دوست داشتن و حس دوست داشته شدن..و آغاز تاثیر غم انگیز فقدانش بر سایر روابط و امورات زندگی خانوادگی و اجتماعی مان…

به این مطلب امتیاز دهید

چرا همدیگر را دوست داشته باشیم؟
4 (80%) 3 votes