فیلم فارست گامپ ؛ لحظه‌ای بود که توی ویتنام بترسی؟

1,138

فیلم فارست گامپ اثری از رابرت زمکس با بازی تام هنکس

حتماً خیلیاتون فیلم فارست گامپ با بازی تام هنکس (Tom Hanks) و کارگردانی رابرت زمکس (robert zemeckis)، کارگردان معروف فیلم‌هایی مثل cast away و flight رو دیدید. فیلمی که مؤفق شد توی ۱۳ رشته‌ی اسکار نامزد بشه و در نهایت ۶ جایزه رو از جمله اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد رو (تام هنکس) از آن خودش کنه.

من خودمو بارها توی فیلم فارست گامپ تصور کردم پس می‌خوام این حس رو توی این یادداشت با شما به اشتراک بزارم.

فیلم ارباب حلقه‌ها در سومین امتحان استاتیک از همین نویسنده (پلاک یک). جهت خوندن مطلب روی لینک کلیک کنید.

فیلم فارست گامپ

پلاک دو

 

لحظه‌ای بود که توی ویتنام بترسی؟

سینما در وب سایت وج ورد ، تام هنکس ، رابرت زمکس

این سؤالی بود که جنی از فارست پرسید. فارست گامپ.

بعد از دیدن تمام ماجراها و صحنه‌های فیلم فارست گامپ که شبیه به یک خواب یا شاید هم آرزوهامونه، آرزوهایی که ما خودمون رو داخلش توی هر اتفاق کوچیک و بزرگ زندگیمون، قهرمان یا یه جورایی مؤفق‌ترین می‌بینیم، شروع می‌کنیم به مرور کردن خودمون. وقتی اولین بار یه ساز دستمون می‌گیریم، توی ذهنمون تا اسطوره شدن توی موسیقی پیش میریم. حتی برای چند لحظه. یا مثلاً اولین‌باری که یه ورزشی رو شروع می‌کنیم. این تخیل‌های ذهنی، دنیا رو حتی برای یک زمان خیلی کوتاه شیرین و قابل تحمل می‌کنه.

بزرگ‌تر می‌شیم!

هرچند که هرچی بیشتر بزرگ می‌شیم، این لحظه‌های رؤیایی توی ذهنمون کوتاه و کوتاه‌تر میشن. انگار که از خودمون دیگه خجالت می‌کشیم که حتی تخیل کنیم. که حتی آرزو کنیم. که حتی خواب‌های شیرین و بچه‌گونه ببینیم. شاید هم حق داریم که خجالت زده شیم. شاید دقیقاً همون لحظه که می‌خوایم شروع کنیم به خیالبافی، یه صدای زنگی یا یه چیزی شبیه اون، توی سرمون می‌پیچه و بهمون یادآوری می‌کنه که از بچگی تا حالا چند بار از این خیالبافی‌ها کردیم و چندبار محکوم به شکست و فراموشی شدیم.

فیلم انگل ؛ اولین فیلم غیر انگلیسی زبان برنده اسکار

 لحظه‌هایی بوده که توی ویتنام‌های زندگیمون واقعا ترسیده باشیم؟

مدام دارم از خودم این سؤال رو می‌پرسم. قطعاً بوده. بیشتر به خودم میام و میبینم لحظه‌هایی که ترسیدم خیلی بیشتر از لحظه‌هایی بوده که رؤیاپردازی کردم و برای حتی چند دقیقه قبل از خواب از یک رؤیا لذت بردم. نمی‌دونم زندگی شبیه به اون جعبه‌ی شکلاتی هست که مامان فارست گامپ بهش گفته بود یا نه.

ولی می‌دونم که نمی‌دونم فردا چی گیرم میاد از این جعبه ی شکلات. ترس یا رؤیا؟ شاید باید بعضی وقت‌ها مثل فارست شروع کنیم بدون دلیل فرار کنیم. راه بریم. بدوییم. شاید برای رسیدن به یکی دیگه از اون خیالبافی‌های بچه‌گونمون باید از همه‌ی ترس‌های پشت سرمون فرار کنیم. دوباره سؤالی که جنی توی آخرین روزای زندگیش از فارست پرسید رو برای خودم تکرار می‌کنم. فارست براش از همه‌ی اتفاقاتی که افتاده بود حرف زد و جنی گفت کاش که منم همراهت بودم. «بودی». این چیزی بود که فارست بهش گفت.

باز پَکر میشم. میرم توی خودم. کسی بوده که توی تنهاترین لحظه‌های زندگیمون توی فکرمون، کنارمون بوده باشه؟ باهامون خندیده باشه، گریه کرده باشه، ترسیده باشه و ….؟

فیلم اگراندیسمان ؛ نمایش پوچ دهه‌ی شصت اروپا

 

خیال فارست گامپیتام هنکس در فیلم فارست گامپ

شاید بعضی وقت‌ها خیال حسرت باری توی سرمون می‌چرخه، وقتی می‌خوایم به بودن با کسی فکر کنیم. به کنار کسی آروم گرفتن فکر کنیم. شاید خیالبافی کردنِ بودن با کسی هم شبیه به همون بهترین ورزشکار یا موزیسینه که توی بچگیمون میومد سراغمون.

حالا که بهش بیشتر فکر می‌کنم می‌بینم که مهم نیست آخرش چی شدیم یا نشدیم. فکر کنم برای چند لحظه هم کافیه که خودمون رو روی استیج بزرگترین کنسرت یا وسط میدون بزرگترین ورزشگاه تصور کرده باشیم.

و چقدر حتی خیال کردنش هیجان انگیزه اگه فقط چند ساعت با تمام وجودمون عاشق کسی شده باشیم و خودمون رو با عجیب و غریب‌ترین عاشق‌های توی کتاب‌ها، قصه‌ها، یا فیلم‌ها مقایسه کرده باشیم. چون اینجوری توی ترسناک‌ترین لحظه‌های ویتنام لعنتی زندگیمون هم میتونیم احساس تنهایی و تاریکی نکنیم.

من فارست گامپ نیستم اما می‌تونم برای چند لحظه بی اختیار اشک بریزم و به تمام رؤیاهایی که یک روزی داشتم و حالا حتی نمی‌دونم چی بودن، فکر کنم. شاید این بار یاد گرفتم که با شیرین‌ترین خیالبافیِ ذهنم تا ابد قدم بزنم و از دنیاش بیرون نیام. حتی بعد از مرگش. میخوام از رابرت زمکس به خاطر این اثر تشکر کنم.

برای پیدا کردن فیلم‌های ارزشمند تاریخ سینما  اینجا را کلیک کنید.

 

 لطفاً به این یادداشت امتیاز دهید

فارست گامپ فیلمی از رابرت زمکس

2.4/5 - (14 امتیاز)

به این مطلب امتیاز دهید

2.4/5 - (14 امتیاز)