فیلم اینتراستلار یا میان ستاره ای به ما چه میگوید؟؟
فیلم اینتراستلار یا میان ستاره ای
شما چقدر به زندگی در سیارهای دیگر باور دارید و آیا امکانپذیر است؟؟ احتمالاً شما هم باید فیلم اینتراستلار یا میان ستاره ای را دیده باشید یا اگر هم آن را تماشا نکردهاید حتماً اسمش به گوشتان خورده است. فیلم جزو کارهای پرفروش و مؤفق کریستوفر نولان (cristopher nolan) است که در سال ۲۰۱۴ با موسیقی شاهکار هانس زیمر اکران شد و توجه بسیاری از منتقدان را به خودش جلب کرد. فیلم در مورد سفر انسان به سیارهای دیگر و امکان حیات است پس با من همراه باشید تا فیلم را با هم بررسی کنیم.
چه چیزی باعث میشود بدون هیچ تضمینی به یک سیاره دور سفر کنی؟
از بین رفتن علائم حیاتی یا عشق به نجات کسانی که علائم حیاتی برای زنده بودنشان وجود ندارد؟
“این دنیا با ارزشه دونالد، ولی الان برای مدتیه که داره بهمون میگه ترکش کنیم…”
دیالوگ کوپر به پدرش زمانی که میخواهد برای نجات بشر به سیاره دیگری سفر کند.

پس از نابودی زمین کجا باید رفت؟
در فیلم اینتراستلار یا میان ستاره ای ، آینده زمین در حالی تصویر میشود که دیگر زمین جایی برای زندگی نیست. طوفان، گرد و خاک شدید، فقدان ذخایر غذایی و انسان بیپناه با علائم حیاتی که در حال از بین رفتن است. کوپر (خلبان سابق ناسا) انتخاب میشود تا با یک گروه فضانورد از طریق کرم چاله به سیاره دیگری سفر کند و انسان را نجات دهد.
کوپر انتخاب میشود اما در فیلم عنوان میشود که این انتخاب از طرف آنهاست.

آنها چه کسانی هستند؟
کرم چاله چیست؟
کرم چاله در فیزیک یک پل میانبر فرضی در فضا زمان است .کرم چالهها ساختار بعد فضا و زمان را شکسته و باعث ایجاد تونل و حفرهای میشوند که سرعت یک ماده در آن از سرعت نور بیشتر خواهد شد. همچنین کرم چالهها بعد و ساختار فضا را نیز شکسته و آن را جمع میکنند که باعث کوتاه شدن مسافت دونقطه در فضا میگردد.
عشق تنها چیزیه که فراتر از ابعاد فضا و زمان میتونیم حسش کنیم. شاید باید بهش اعتماد کنیم حتی اگر نتونیم اون رو درک کنیم…
فلسفه کوپر برای رفتن به فضا در حالی که هیچ تضمینی برای بازگشت و زنده ماندن آنها وجود ندارد بر این اساس است که او معتقد است که به عشق رفتن به فضا اعتماد میکند و برای این عشق و نجات بشر، خانواده و فرزندانش را پشت سر میگذارد تا دست آورد بزرگتری داشته باشد…
منطقی به نظر میرسد؟! نتیجهگیری کوپر به این سرعت برای رفتن به سیارهای دور بدون هیچ تضمینی برای بازگشت!
نیروی خارجی در فیلم اینتراستلار یا میان ستاره ای کیست؟؟؟

سوال اصلی مخاطب از فیلم، آنها چه کسانی هستند؟ آن نیروی خارجی کیست؟
پاسخ کریستوفر نولان به این سوأل و تعریف آن نیروی خارجی، خدا بودن انسان و قدرت آن در بینهایت شدن است.
تعریف انسان مدرن از خدا چیست؟
چه کسی جز خود انسان میتواند به مقام خدایی برای نجات برسد؟
چه نیرویی قویتر از نیروی عظیم عشق میتواند نجات بخش باشد؟
هانس زیمر جادوگری ناشناخته در فیلم
بدون موسیقی هانس زیمر ذهنت قدرتی در تصور کردن دارد؟
موسیقی هانس زیمر نقش بسیار مهمی در جدا کردن فیلم از ماجرای علمی دارد. با موسیقی هانس زیمر نبوغ کریستوفر نولان و فضاسازی علمیاش با احساس و عشقی که بر آن تأکید زیادی در فیلم و در بیشتر دیالوگها دارد، همراه میشود.
سوألاتی که در آخر فیلم باید از نولان پرسید
دقایق آخر فیلم فضای کتابخانه، کوپر در فضای پنج بعدی و خداحافظی وی با دخترش همراه با آهنگ مرموز هانس زیمر و تبادل کد مورس بین آنها چه چیزی را بیان میکند؟
از تماشای پایانبندی فیلم علم تعریف میشود یا نولان عشق را تعبیر میکند؟
نولان فیلم علمی میسازد یا یک فیلم با موضوع فلسفی علمی را با مفهوم عشق قابل باور میکند؟
چگونه کوپر به این سرعت توانست تصمیم به ترک زمین بدون هیچ تضمینی بگیرد؟
چگونه در یک تیم فضانوردی دکتر برند (یکی از اعضای تیم) در سیاره میلر همچین اشتباه بزرگی می کند؟
آیا نجات دکتر برند از موج سهمگین به سبک فیلمهای بالیوودی نیست؟
سوألهای کوپر در فضاپیما در حالی که به عنوان یک خلبان کارکشته برای این سفر انتخاب شده است منطقی به نظر میرسد؟
و سوألهای دیگری که فیلم بیجواب میگذارد، به شخصه در پاسخ به این سوألها فقط یک جمله توجیه پذیر به ذهنم میرسد. کریستوفر نولان یک فیلم علمی را برخلاف تمام فیلمهای سنگین علمی به گونهای میسازد که برای مخاطب عام قابل لمس باشد.
به شخصه فیلم را بارهای بعدتر در وهله اول به خاطر شاهکار زیمر تماشا کردم. چون به خیالم امکان پرواز در سیارههای دورتر را میداد تا فکر کنم زندگی انسان محدود به کره زمین نمیشود.
بعد از فیلم اینتراستلار هربار که به آسمان نگاه میکنم از خودم میپرسم قبل از برادران رایت چه کسی خیال پرواز داشت؟
خیال من قبل از واقعی شدن و اتفاق افتادن باید پرواز کند به جایی دورتر و دست نیافتنیتر از موقعیتی که در آن قرار دارم. قدرت بینهایت انسان در دست یافتن به هرآنچه خیال میکند بیشترین تأثیری بود که از این فیلم گرفتم .
جهان موازی و اینتراستلار
نسبیت زمان تعریف شده در فیلم، کشیده شدن کوپر و دخترش به سمت ناسا، ارتباط کوپر از فضای پنج بعدی با دخترش در کتابخانه همه تداعی کننده جهانهای موازی است. همانطور که طبق نظریه کوانتوم اشاره شده در کتاب جهانهای موازی از میچیو کاکو:
“درک جهانهای موازی وابسته به درک ما از زمان، مکان و بعدهای متنوع است. انسان تا وقتی که تحت تأثیر زمان تعریف شدهی دست بشر باشد نمیتواند به راحتی وجود دنیاهای موازی را حس کند. دانشمندان تئوری کوانتم معتقد هستند که جهانهای موازی در هر لحظه به وجود میآیند و موجودیتشان را در یک چندجهانی غول پیکر تا ابد ادامه میدهند.ما با تصویرهایی که مدام در ذهن می سازیم جهانهای موازی از بینهایت احتمالات زندگیمان را خلق میکنیم و اگر بتوانیم با حواس پنجگانه این تصویرها را حس کنیم وارد آنها می شویم. نظریه جهانهای موازی اثبات میکند که به وسعت تصورات شما احتمالات بالقوه وجود دارد و هیچ غیرممکنی نیست.”
برای پیدا کردن فیلمهای ارزشمند تاریخ سینما اینجا را کلیک کنید.
یادداشتهای هدیه طالبی را در این صفحه دنبال کنید.
” لطفاً به این یادداشت امتیاز دهید”
