عروسک آنابل
عروسک آنابل از آن سوژههایی است که در طول سالیان گذشته در موردش داستانها و افسانههای زیادی شنیده شده و حتی چندین سری فیلم با محوریت عروسک آنابل ساخته شده. در این یادداشت میخواهم شما را با این کاراکتر ترسناک و داستانهای شنیده شده بیشتر آشنا کنم و آیا واقعاً داستان عروسک آنابل حقیقت دارد؟؟؟
اگر بعد از حدود یک روز از بازی مرگبار بایرن و بارسا در یک چهارم پایانی لیگ قهرمانان (UEFA) مشغول نوشتن دربارهی عروسک آنابل هستین، ممکنه آنچنان براتون ترسناک نباشه وقتی در مستطیل سبز با تیمی به ترسناکی بایرن مواجه میشین! اساساً احساس میکنم بعد از دیدن ۸ گل در یک بازی، آنهم در یک چهارم نهایی در مقابل تیمی که ابرانسانی مثل مسی رو داره، شاید باید مرزهای ترسناک بودن رو جابهجا کرد.
دقیقاً از همین نقطه باید شروع کنیم و به آنابل بپردازیم. عروسک آنابل. شاید براتون عجیب باشه که بخواییم از جایی شروع کنیم و مقداری آشنایی زدایی کنیم. زمانی که برای توصیف دختر مورد علاقهتان برای آنکه مادرتان را با خودتان همراه کنید و با لبخندی زیرکانه برای توصیف او از ترکیبی اینچنینی استفاده کنین: «مثل عروسک میمونه.» و مادرتان خیالش راحت باشد که پسر یکی یک دانهاش به ویژگیهای دلخواهش دست یافته است. اما کمی که به تاریخ این واژه برگردیم و بدانیم که چه چیزی «عروسک» بوده و با چه تفکری «عروسک» پا به عرصهی وجود گذاشت، توصیفات پسرها از دختر مورد علاقهشان خیلی متفاوت خواهد شد. بعله عروسک بودن لزوماًچیز جذابی نبوده!
عروسکها از کجا میآیند؟
در کتاب «هنر عروسک» نوشتهی بیل برد و ترجمهی جواد ذوالفقاری به انواع و اقسام عروسک اشاره میکند:
عروسک پارچهای، عروسک نمایش سایه، عروسک نخی، عروسک میلهای، عروسک دستکشی و …
آنچه برای این وسیلهی بیجان که با صدا و حرکت عروسک گردان به موجودیتی با جان تبدیل میشود لزوماً از همتای انسان خود همیشه سادهتر، غمگینتر، بدجنستر، منعطفتر و …. به معنای دیگر عروسک صفت تفضیلی انسان است. اگر عروسکی زیباست باید از نوع انسانی آدم زیباتر باشد. اگر قرار هست ترسناک باشد پس باید ترسناکتر از انسان باشد.
در کتاب «عملکرد فرهنگی تئاتر عروسکی» نوشته هنریک یورکفسکی (henryk jurkowski) و ترجمهی زهره بهروزی نیا از منشاء آئینی عروسک در کشورهای مختلف تحلیل میکند. مطابق اسطورههای کشور پر افسانهی نیجریه، منشاء عروسکها از جهانی زیر زمینی است. جایی که مردهها در آن اقامت دارند. بعله نیجریه عروسکها را از جهان مردگان به نمایشهایشان و آئینهایشان فرا میخواندند، شخصی از قبیلههای نیجریه به آن جهان زیرزمینی مردهها راه پیدا میکند و لذت مردهها از بازی با عروسکها مشاهده میکند. آن شخص با برگشت به جهان زندهها، بازی با عروسکها را به انسانها آموخت.
یا طبق آئینی محلی، منشاء پیدایش عروسکها را به دهکدهای به نام ایبو ابان ابان (Obio Iban Iban) که مملو از زنان ساحره است، میداند.
افسانه آنابل
حال بریم سراغ عروسک آنابل. آنابل عروسک آدم دزدی است که توسط دو محقق، ادعا شد که این عروسک تسخیر شدهاست. این عروسک در جعبهای شیشهای با هشدار «باز نکنید» در موزه اسرارآمیز وارن در مونرو کانتیکت قرار دارد و این داستان واقعی و الهام بخش مجموعه فیلمهایی در دنیای سینمایی احضار است. آنابل همچنین با عروسک رابرت مقایسه شده.
بشنویم از موزه اسرار آمیز وارن که یکی از قدیمیترین موزههای عروسکهای ترسناک تاریخ هست. موزهای که طرفداران بسیاری دارد. اشیایی که در این موزه قرار دارند برای خطرناکترین و شیطانیترین اعمال در جهان استفاده شدهاند. لمس یکی از این اشیا، خلاف قانون است و مثل زیر پا گذاشتن چیزی مقدس و حرام کردن نعمت است. در این موزه تابوت مورد استفاده یک خونآشام مدرن را خواهید دید، عروسک آنابل را ببینید که یک عروسک کهنه و قدیمی است و باعث مرگ یک مرد جوان شده و به افرادی که روزی او را مسخره کرده بودند حملههای شدید و وحشیانهای کرده بود.
آیا آنابل واقعاً حقیقت دارد؟؟؟

داستان آنابل که سالهاست دهان به دهان میچرخد، این موضوع را بیان میکند که آنابل مسئول مرگ فردی است که به او دست زده و با او در تماس بوده است. همچنین گفته میشود این عروسک سینه یک مرد بالغ را چندین بار چنگ زده و شکافته است. او ماهها خانوادهای را ترساند تا اینکه خانواده «وارن» و یک کشیش اسقف فراخوانده شدند تا اقدامات لازم را برای از بین بردن آلودگیها و قدرتهای شیطانی این عروسک انجام دهند. اگرچه عروسک آنابل بارها تطهیر شد، اما اعتقاد بر این است که هنوز هم مقداری انرژی به این عروسک متصل است.
ویژگیهای سری فیلم های آنابل
سری فیلم های آنابل با عنوان احضار۱، احضار۲ و … وجه سرگرمی دارد. با تکنیکهای مختلف در طراحی صحنه، استفاده از میزانسن دقیق، یک موقعیت کاملاً سرراست و ۲ خطی را به روایتی دارای زوایای پنهان و جزئیات فراوان تبدیل میکند. در این فیلمها شاهد هستیم که خط داستانی بسیار ساده و زندگی روزمره جریان دارد. این زندگی روزمره و ناتورالیستی مستند گونه در روایت و پردازش فیلم سعی میکند که ارتباط بسیار نزدیکی با فیلم برقرار شود. مخاطب در تک تک صحنهها میتواند خودش را جای یکی از کاراکترها قرار دهد که در کمال آرامش در خانهی خودشان آمادهی خوابیدن میشوند، اما سایهای بلند در دیوار یا حرکنی محیر العقول، هوش را از سر میپراند و داستان را وارد جادو و طلسمی ترسناک و در بعضی مواقع آزار دهنده میکند.

در مورد سینمای وحشت از جنس فیلم های آنابل و احضار باید گفت سابقهی ساخت فیلم های ژانر وحشت به سالهای ابتدایی پیدایش سینما برمیگردد، زمانی که نوسفراتو در سال ۱۹۲۲ ساخته شد. هئبتی عظیم و نخراشیده با اندامی کج و معوج و قدمهای آرام و دلهره آور. سینمای وحشت از جنس خود سینماست. برخلاف ژانرهای دیگر مانند ملودرام و اجتماعی که در ادبیات پرداخته شد و در سینما گسترش پیدا کرد. اما در مورد ژانر وحشت، از جنسی است که در سالن سینما و در دل تصاویر سینمایی متولد شد. سینمای اکسپرسونیستی آلمان که از پردازش اکسپرسیونیستی در تئاتر، نورپردازیهای بلند و پر کنتراست وام گرفت. در معماری گوتیک، و زاویههای تند و تیز، با ترکیباتی خشن. همهی اینها در سینمای وحشت به هم پیوند خوردند. پیوندی شوم و ترسناک برای یکی از غریزیترین حسهای انسانی یعنی ترس.
ترس و دلهره در ذات انسان…..
ترس و دلهره ظاهراً یکی از احساسات پیش و پا افتادهی انسانی است. اما طراحی بسیار ظریف و دقیقی نیاز دارد. به دلیل آنکه نقطه مقابل نترسیدن برای تماشاگر، ایجاد ابتذال و تمسخر آور است. پس اگر از دیدن فیلمی، دلهره و ترس با شما همراه شد مطمئن باشید که چاره ای ندارید جز اینکه عوامل فیلم را تمجید کنید.
اما با گذشت زمان و تکرار دیدن هئبت عظیم و غول آسا در سینما، انواع و اقسام نابودگران، دایناسورهای غول پیکر و خونخوار، انواع دراکولاها با صورتهای از فرم افتاده. حال دیگر کارکرد خود را برای ترساندن از دست دادهاند. فضایی غیر واقعی و دور از زندگی روزمره که هر کودکی را به خنده وا میدارد. اما آنابل از جنسی انتخاب میشود که در عین حال که صورتی آرام و لبخند به ظاهر کریحی دارد، گویی در جثهی دختر کوچکی است که جز بیگناهی و معصومیت از آن انتظار نداریم. اما آنابل در آن جثهی به ظاهر معصوم، هر بینندهای را دچار شوک ابتدایی میکند. گویی یک بلایی غیر زمینی سر آن دختر معصوم آمده و ما در روح و روان خود درگیر خلأ میشویم و انتظارمان برآورده نمیشود. نظم عادی و معمول زندکی مان به هم میخورد و از همانجاست که ترس از فیلم آنابل آغاز میشود.
برای پیدا کردن فیلمهای ارزشمند تاریخ سینما اینجا را کلیک کنید.
یادداشتهای پوریا سمندری را با کلیک بر روی نام دنبال کنید.
لطفاً به این یادداشت امتیاز دهید


