نقد و بررسی فیلم هفت (سون)
فیلم هفت یا همان سون ساخته دیوید فینچر یکی از فیلمهای مهم تاریخ سینما است که شاید براتون جالب باشه که بدونید این فیلم مثل اسمش، هفتمین فیلم پرفروش جهان سینما در سال ۱۹۹۵ شد که ستارههایی مثل برد پیت (Brad Pitt)، مورگان فریمن (morgan freeman) و کوین اسپیسی (Kevin Spacey) در اون هنرنمایی میکنند. پس با نقد و بررسی فیلم هفت با من همراه باشید.
اگر شما هم علاقمند به دنیای سینما هستید پس پرونده سینمای ما رو از دست ندید.

چهره بی گناه؟!

یه مرد چاق، یه مرد کثافت که به زحمت میتونست بایسته، مردی که تو اگر با دوستات اونو موقع غذا خوردن میدیدی نمیتونستی غذای خودت رو تموم کنی.
بعدش وکیل رو انتخاب کردم که احتمالاً هر دوتون از ته دل ازم تشکر میکنید. اون مرد تمام زندگیش رو صرف کرد تا پول بگیره دروغ بگه که بتونه هر قاتل زناکاری رو تبرئه کنه. یه زن که اونقدر ذات کثیفی داشت که قادر به زندگی نبود اگر نمیتونست خوشگل باشه، بعدی یه قاچاقچی مواد بود یه لواطگر کثافت که بیماریهای واگیردار را اشاعه میداد حتی در دنیایی به این کثافتی، بازم میتونی بگی این آدمها چهرههای بیگناهی بودند؟
در گوشه هر خیابان گناه کشنده میبینیم و در هر خونهای تحملش میکنیم چون عادی شده، چون جزئی به نظر میاد.
دیالوگهایی از نقش جان، قاتل سریالی فیلم هفت / سون دیوید فینچر و در واقع تمام داستان فیلم است.
فیلم هفت / سون داستانی معمایی و دلهرهآور قاتل سریالی را روایت میکند که به گفته خودش گناه گناهکاران را به خودشان برمیگرداند.
و برای دو کارگاه پلیس این پرونده مینویسد:
راه دراز است و سخت و خارج از جهنم نور میدرخشد.
هفت در فیلم چه معنایی میدهد؟

از همان ابتدا فیلم با المان هفت آغاز میشود. روزشماری فیلم و اتفاقاتی که از دوشنبه شروع میشود و هفت روز طول میکشد .هفت روز آخر کاری یک کارآگاه با تجربه و هفت روز ابتدایی کار یک کارآگاه جوان، هفت گناه کبیره (شکم پرستی، طمع، تنبلی، غرور، هوس، حسادت، خشم) که قاتل برای پاک کردن آن سمبل مرگ را مناسب میداند. هفت قتل اتفاق می افتد، وعده آخر ساعت ۷ عصر است و تمام اتفاقات مهم در هفت دقیقه پایانی فیلم اتفاق میافتد. در پیدا کردن معنای این هفت از خلقت هفت روزه دنیا تا هفت در بهشت و هفت مرحلهای که انسان برای عمیق شدن و درک صحیح زندگی و دگرگون شدن باید طی کند و دیوید فینچر از آن استفاده میکند تا مخاطب بیدار شده به سمت آن راهنمایی شود.
“از همان ابتدا فیلم با المان هفت آغاز میشود. وعده آخر ساعت ۷ عصر است و تمام اتفاقات مهم در هفت دقیقه پایانی فیلم اتفاق میافتد.”
من از این شهر متنفرم
دیالوگ تریسی همسر میلز به سامرست. دیوید فینچر نیویورک را با نماهای بسته و زاویههای آی لول با حرکت عادی دوربین در یک خفقان و سیاهی روایت میکند تا بیننده خفگی گناه را حس کند و در این فضای خفقانآور تلخی و سیاهی گناه را به جان بخرد. در همین حال تعلیقی فیلم، در تعقیب و دلهره داستان گناه خود باشد با گناه خویش مواجه شود و از آن وحشت کند.
شهر چگونه تصویر می شود؟
شهری بدون خورشید با حالتی مرده و بدون رنگ، تأکید بر دلمردگی فضا حتی در طراحی صحنه خانهی یک زوج جوان، چترهای عابران مشکی است، لباسهای اغلب عابران تیره است، کاراکترهای خیس آب، ساختمانهای دود گرفته و شهری که بارش بارانهای دائمی هم تصویر سیاه و آلوده آن را نمیشوید. هیچ روزنه نوری ندارد. در واقع مرگ امید در عصر مدرنیته در فضایی که به گناهان کبیره آلوده است . و همان چیزی که قاتل درباره آن می نویسد:
راه دراز است و سخت و خارج از جهنم نور می درخشد.
ورود جان دو (قاتل سریالی) به کلانتری
همان صحنهای که دو بار آرام کارآگاه را صدا میزند و او توجهی ندارد، سپس فریاد میزند و همهی توجهها به سمت او جلب میشود. تمام اعتقادی که قاتل بر اساس آن قتل میکند و از چکش مرگ برای بیداری انسان و دیدن گناهشان استفاده میکند و دیوید فینچر این موضوع را بینقص به تصویر میکشد.
“اگر بخوای مردم به حرفات گوش بدهند به شونه اونا بزنی فایده نداره باید از چکش استفاده کنی”
به کجا میرسد انسان مدرن؟ میتواند دنیا را تغییر دهد؟

انگار نمیتواند دنیا را تغییر دهد. باید این دنیا را با همهی تزلزلش بپذیرد (در فیلم خانه نماد دنیای مدرن میشود و دو زوج جوان لرزیدن آن هنگام عبور قطار را میپذیرند و به زندگی ادامه میدهند). یک زن مهرورز از فرزندآوری و اضافه کردن انسانی دیگر به دنیای خشن و تیره مدرن میترسد. یک افسر پلیس از یک عمر کاری و نظم و دیسیپلین داشتن بدون نتیجه مطلوب خسته شده است. و همهی اینها زخم و خستگی است که انسان مدرن با خود یدک میکشد و با وجود آنها ادامه میدهد.
بعد از دیدن فیلم به کدام گناهت می اندیشی؟ برای تغییر این دنیای سرد به جز خودت از چه کسی شروع میکنی؟ حاضری برای بیداری آدمهای دیگر به گناهشان از چه ابزاری استفاده کنی؟ ترجیح تو چیست؟ پذیرش دنیای مدرن با همه ی تیرگیهایش یا قدمی هرچند کوچک برای تغییر برای پیدا شدن روزنه نور؟
بعد از فیلم به گناه خود بیندیش، به تأثیری که گناهت بر جهان می گذارد… به خودت نیاز داری برای موعظه، کم شدن گناه کوچکی از تو در این تاریکی عصر جدید روزنه امیدی می شود …
برای خودت بنویس کجای جهان ایستادهای و چه تأثیری بر پیرامونت داری. باشد که بیدار شویم و بنگریم…تو این دنیا را سیاه تر میکنی؟یا روزنه نور میشوی؟
برای پیدا کردن فیلمهای ارزشمند تاریخ سینما اینجا را کلیک کنید.
یادداشتهای هدیه طالبی را در این صفحه دنبال کنید.
” لطفاً به این یادداشت امتیاز دهید”
