نقد و بررسی فیلم انگل ساخته بونگ جون هو
شما هم حتماً اسم فیلم انگل ساخته بونگ جون هو (Bong Joon ho) را شنیدهاید یکی از فیلمهای پر سر و صدا و مؤفق که امسال به نمایش درآمد. به همین خاطر من در این یادداشت میخوام که به نقد و بررسی فیلم انگل بپردازم.
“زیرزمین هیچ سهمی از نور ندارد و انعکاس نور را باید در طبقه های بالاتر دید، تلألو خوشبختی جایی بالاتر از تاریکی فقر است.”
اگر فیلم را ندیدهاید پیشنهاد میکنم یادداشت فیلم انگل را اینجا بخوانید تا بیشتر با آن آشنا شوید.

سطح زندگی در قاب سینما
فیلم انگل ساخته بونگ جون هو روایت خانوادهی فقیری است که به واسطه مهارتهایشان وارد خانه خانواده ثروتمندی میشوند تا طعم تلخ اختلاف طبقاتی را به مخاطب نشان دهند و با خشم به اوج رسیده طبقه فقیر و رنگ خون و کشتن نماد سرمایهداری پایان تلخی از اختلاف طبقاتی برای مخاطب رقم بزند.
در شات اول فیلم انگل، پنجره میبینیم این تصویر به ما تعریف زندگی را میدهد که از کف خیابان نیز پایینتر است، سپس شات از گوشی الجی یکی از قویترین برندهای جهان متعلق به کره، درخواستهای متعدد برای وصل شدن به اینترنت و نداشتن اینترنت در کشوری که بالاترین سرعت اینترنت را دارد.
شات از کتابخانهای بر روی دیوار، زن ورزشکار! مدال نقره کشوری، درخواستهای مکرر و تلاش برای وصل شدن به اینترنت، کارگردان از همان ابتدا المانهایی مبنی بر مهارت اهل خانه نشان میدهد.
آیا با یک خانواده کم هوش روبه رو هستیم؟ آیا این جایگاه اجتماعی حق آنهاست؟

در سکانس اول برای داشتن اینترنت گوشی موبایل را بالاتر میگیرند. شاید اینترنت حتی به سطح اجتماعی آنها نمیرسد یعنی سطح اجتماعی آنها از کف جامعه هم پایینتر است.
خانوادهای در سطح اجتماعی که غذای خشک و کپک زده میخورند و آنقدر فقر اعتماد به نفس آنها را گرفته است که حتی به خود اجازه تذکر دادن به کسی که مقابل خانه آنها ادرار میکند را نمیدهد.
در ادامه هنوز هم با نشان دادن صحنههایی مانند سکانسی که جعل مدرک توسط دختر خانواده فقیر انجام میشود و تسلط وی بر برنامه فتوشاپ تماشاگر را با یک خانواده باهوش و دارای مهارت آشنا میکند مواجه هستیم.
پسر فقیر به جای دوستش برای آموزش به دختر خانواده ثروتمندی وارد خانه آنها میشود.
در این خانه اولین چیزی که به مخاطب نشان داده میشود پدری موفق و دارای مدارک سطح بالا و مادری با خواب سنگین روزانه، آیا از پدر تنها عکسها در خانه حضور دارند و مادر خانواده مدتهاست که به خواب فرو رفته است.
انگل به چه کسانی در فیلم تشبیه میشود؟
پسر خانواده فقیر یا همان انگل با میزبان خود انس بیشتری میگیرد و ما هنگام خروج از خانه شاهد تکثیر انگل میشویم، پسر سریعاً خواهر خود را وارد بدن میزبان میکند و دختر یعنی انگل جدید باعث تکثیر انگل جدیدتر یعنی پدر میشود.
یکی از اصلیترین سکانسهای فیلم جایی است که دختر و پسر فقیر باهم نقشه میکشند که انگل قدیمی یعنی پیشخدمت را از بازی خارج کنند، فیلم در این سکانس یکی از المانهای اصلی و تمثیلی خود را معرفی میکند، تماشاگر در واقع متوجه میشود که میزبان اصلی خانه است که پذیرای انگلها در طبقات مختلف است.
پس همگی انگل هستند. خانواده فقیر، خانواده ثروتمند، مستخدم و شوهرش و همگی به بدن میزبان خود یعنی خانه چسبیدهاند.
” خانه میزبان اصلی است و کسانی که وارد خانه میشوند همگی انگل هستند”
خانه نماد چیست؟
خانه نماد شبه جزیره کره است که قسمت بالایی تشبیه به کرهجنوبی و زیرزمین تشبیه به کرهشمالی است.
زمانی که خانواده ثروتمند به سفر میروند و خانواده فقیر همگی در خانه هستند و انگل قدیمی یعنی پیشخدمت سابق میآید خانواده فقیر نماینده مردم کشور کرهجنوبی و پیشخدمت و شوهرش نماینده مردم کره شمالی و خانواده ثروتمند نماینده ثروتمندان و آمریکادوستان هستند.
و خانه المان تقسیمبندی طبقات مختلف اجتماعی نیز هست.
بالاترین طبقه محل زندگی خانواده ثروتمند و نماد سرمایهداری کره، طبقه همکف طبقه اجتماعی کارگر و زیرزمین نماد طبقه اجتماعی زیرخط فقراست (همان محل زندگی خدمتکار سابق و شوهرش).
خانوادهی آقای کیم یا همان خانواده فقیر زیرخط فقر هستند و حال با جعل هویت توانستهاند در طبقه اجتماعی کارگر قرار گیرند. در واقع کنایه کارگردان به اینکه طبقه کارگر همان طبقه فقیر است که سیستم به آن توهم بهتر بودن داده است.

مصرفگرایی طبقه سرمایهدار
در نقد و بررسی فیلم انگل باید ذکر کنم که کارگردان از المانهای زیادی برای نشان دادن اختلافات طبقاتی استفاده میکند.
با شاتهایی از تصویر، از نظام سرمایهداری انتقاد میکند، شات از تعداد زیادی چمدان، کیفهای برند تکی، از محصولات بهداشتی و خوراکی انبار شده، شات از دکوری بزرگ و ظروف تجملی بدون استفاده، تعداد زیادی آب معدنی در یخچال، شات تصویر از ماشینها و چند برند لاکچری تا حتی نژادهای مختلف سگ همه چیز در این خانه رنگ و بوی مصرفگرایی دارد.
طبقات مختلف به یک اندازه از زندگی سهم می برند؟

کارگردان از المان پله هم برای نشان دادن این اختلاف طبقاتی بهره میبرد و حریمها را با پله جدا می کند، پله طبقه اجتماعی خانواده ثروئتمند را از طبقه کرهجنوبی جدا میکند، پله خانه فقیر را از سطح جامعه جدا میکند و پایینتر نشان میدهد پله حتی دستشویی را بالاتر از سطح زندگی خانواده فقیر نشان میدهد. پله کرهشمالی را کاملاً جدا میکند و اختلافهای طبقات را تأکید میکند.
آب می تواند برای طبقهی ثروتمند حیاتبخش باشد و برای طبقه فقیر چیزی جز نابودی نباشد! آب میتواند همچون سیل نقطه امن زندگی عدهای را ویران کند در حالی که مایه طراوت و شادابی عده دیگری باشد. همه اینها در حالی است که نور کامل در اختیار ثروت است، پسر فقیر خوشبختی را زیر نور آفتاب در خانهی ثروتمند میبیند. نور رؤیای خدمتکار و شوهرش میشود و طبقهی ثروتمند فارغ از هر دغدغهای زیر نور آفتاب خوشبختی را مزه میکنند و جشن میگیرند تا در این سکانس بونگ جون هو به تماشاگر ناسازگاری طبقات اجتماعی مختلف را ثابت کند.
کارگردان اثر از همهی زوایا فقر و سرمایهداری را به تصویر میکشد در قالب یک کمدی سیاه، در مصاحبهای از بونگ جون هو خواندم که بیان کرده بود «هیچ شخصیت شروری در فیلم وجود ندارد، در انتها همه چیز بر اساس سوءتفاهم و درک نکردن یکدیگر اتفاق میافتد و به صدمه دیدن آنها منجر میشود. من فقط امید دارم که این فیلم به مخاطبهای خود فرصت فکر کردن بدهد. این فیلم به طور همزمان خندهدار، وحشتناک و ناراحتکننده است و اگر باعث شود تا بینندهها در زمان تماشای آن به تمام ایدههایی که به ذهنشان میرسد فکر کنند دیگر هیچ آرزویی از فیلم نخواهم داشت.»
“بونگ جون هو: هیچ شخصیت شروری در فیلم وجود ندارد، در انتهاء همه چیز بر اساس سوءتفاهم و درک نکردن یکدیگر اتفاق میافتد.”

من به این فکر کردم که فقر تنها طبقه خانهات را جابهجا نمیکند. پول، رفاه و امکانات را در بر نمیگیرد، فقر حتی از مایه حیات برایت ویرانگری میسازد، از نور روشن تاریکی محض، فقر تمام نشانههای امید را از تو میگیرد و در ذره ذره تنت اثر میکند تا بوی تنت حتی فقر باشد و همه از این بو فراری شوند و جایگاهت جایی پایینتر از زمین باشد.
در نقد و بررسی فیلم انگل باید بگویم که بونگ جون هو از هوش غنی خود استفاده کرده است تا با خلق روابط انسانی و کنار هم قرار دادن آدمهایی از سطح اجتماعی مختلف، درک نکردنها، سوءتفاهمها و آسیبهایی که به بکدیگر میزنند را به تصویر بکشد.
باشد روزی که مایه حیات ویرانگری نسازد و هیچ چشمی از پرتوهای نور و امید کورسو نشود.
باشد که همهی هنرمندان از المانها استفاده کنند تا شاید سهم همه از کاینات و موجودات یکی باشد و تا دنیا جای بهتری برای زندگی شود .
در پایان اگر بخواهم یک جمله به نقد فیلم پارازیت استفاده کنم باید بگویم که امیدوارم همهی تماشاگران در هنگام تماشای فیلم به تمام ایدههای ذهنی خود فکر کنند تا بونگ جون هو به آرزوی خود از ساختن این فیلم برسد.
برای پیدا کردن فیلمهای ارزشمند تاریخ سینما اینجا را کلیک کنید.
” لطفاً به این یادداشت امتیاز دهید”